اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

124

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

عز و جل و دليلهاى او باطل نگردد ، آنان در شمار بسى اندك و در منزلت و مقام بس بزرگوارند ، دانش ، آنان را بر حقيقتهاى امور چيره ساخته و آسايش يقين را در - يافته‌اند ، پس آنچه را خوشگذرانها ناهموار و دشوار شمرده‌اند نرم و آسان يافته‌اند ، و بانچه نادانان از آن رميده‌اند ، خو گرفته‌اند . با بدنهايى كه جانهاى آنها بجاى بالاتر آويخته است در دنيا زيست كرده‌اند . اى كميل آنان دوستان خدايند از بندگانش و دعوتكنندگان بسوى دينش ، بوسيله ايشان خدا حجتهاى خود را حفظ مىكند تا آنها را با مثال خود بسپارند و در دلهاى كسانى مانند خود كشت كنند ، آه ، كه مشتاق ديدن ايشانم » . و گفت : لو ان حملة العلم حملوه لحقه لاحبهم الله و ملائكته و اهل طاعته من خلقه ، و لكنهم حملوه لطلب الدنيا فمنعهم الله و هانوا على الناس ، « اگر دانشمندان علم را براى حق آن برداشته بودند ، خدا و فرشتگانش و بندگان فرمانبرش آنها را دوست مىداشتند ، ليكن آنان علم را براى خواستن دنيا برداشتند ، پس خداى ايشان را محروم ساخت و نزد مردم خوار شدند » . و گفت : قيمة كل امرئ ما يحسن [ 1 ] ، « ارزش هر مرد چيزى است كه آن را نيك مىداند » . و گفت : ايها الناس لا ترجوا الا ربكم ، و لا تخشوا الا ذنوبكم ، و لا يستحيى من لا يعلم ان يتعلم ، و لا يستحيى من يعلم ان يعلم ، و اعلموا ان الصبر من الايمان بمنزلة - الرأس من الجسد [ 2 ] ، « اى مردم جز بپروردگارتان اميدوار نباشيد ، و جز از گناهان خود نترسيد ، و كسى كه نمىداند حيا نكند كه ياد گيرد ، و كسى كه مىداند شرم نكند كه ياد دهد ، و بدانيد كه شكيبايى نسبت بايمان بجاى سر است از تن » .

--> [ 1 ] نهج البلاغه ، ح 81 . [ 2 ] نهج البلاغه ، ح 82 .